ذوالقرنین کبیر...
حال که مرگ من فرا رسیده است ایران را مقتدرترین کشور آسیا به دست شما می سپارم.من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و سربلندی ایران زمین مغلوب شده باشم.جمله آرزوهایم براورده شد و سیر زمان پیوسته به کام من بود.ولی در تمام مراحل زندگی از شکست وضعف در هراس بودم و هیچ گاه مغرور نشدم و خودپسندی را هرگز به خود راه ندادم.در پیروزی های بزرگ هیچ گاه پای از دایره اعتدال بیرون ننهادم . حتی شادمانی بی جهت ننمودم.حال که آخرین لحظات زندگی را سپری میکنم خود را بسی خوشبخت و سعادتمند میدانم زیرا فرزندانم همگی عاقل و نیرومند هستند و وطنم ایران از همه جهت مقتدر و با شکوه است.آیندگان از من و کشورم به نیکی یاد خواهند کرد.آیا با چنین موفقیت هایی نباید با خیالی آسوده چشم از جهان فرو بندم.
ای پسران عزیز من هردوی شما را به خدا و سرزمینم را به شما می سپارم و از شما تقاضا دارم اگر میخواهید که رضای خاطر من فراهم گردد دست اتحاد و یاری به یکدیگر دهید تا پیوسته روح و روان من از شما شاد باشد.
هرگز پای از دایره درستی و خدمت بیرون نگذارید اگر کارهای شما پیوسته در راه عدالت و مهرورزی باشد دیری نمی انجامد که ارزش شما در میان مردم گسترش میابد و قدرت شما روز به روز افزون تر میشود ولی اگر چنین نکنید روز به روز ضعیف تر میشوید و به پایان حکومت خود نیز نزدیکتر خواهید شد.از تاریخ درس بگیرید و بر سرگذشت دیگران بیاندیشید.در آینه گذشتگان بسیار پدران و فرزندانی بودند که اتحاد و مهرورزی را از زندگی خود دور نکردند پس از آن ها درس بگیرید.نفاق در میان خانواده پادشاه بدون شگ سلطنت و کشور را متزلزل میکند و ظلم و ستم و دشمنی و کینه را ایجاد میکند.همیشه از کسانی عبرت بگیرید که در زندگی سرافراز بودند و پای از راه عدالت و نیکی بیرون ننهادند.
فرزندان من پس از مرگ بدنم را در طلا و نقره و یا امثال آن نپوشانید.زودتر آن را در آغوش خاک کشورم بسپارید زیرا که مهد همه نیکی ها ثروت ها و زیبایی هاست.من عمر خویش را در یاری به مردم سپری نمودم.نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت که این امر برایم از همه لذت های زندگی بالاتر بود...
اکنون حس میکنم روحم آهسته آهسته از بدنم دور میشود بسی سبک شده ام.این راهی است که همه شما خواهید رفت.اگر از میان شما کسی می خواهد دستم را لمس کند و فروغ چشمانم را ببیند نزدیک شوید زیرا پس از مرگ راضی نخواهم بود دور من گرد آیید حتی به شما فرزندانم نیز اجازه نمی دهم بدن بی روحم را نظاره کنید و آه بکشید.پس از مرگ من همه مردم ایران را برای شرکت در سر مزارم که پیکر بی جانم در آن خاک شده است فرا خوانید و از همگی پذیرایی نمایید.از هر شهری که آمدند بگذارید با رسومات و فرهنگ خودشان مراسم را اجرا کنند زیرا با این کار روح من در سرای ابدی بس شادمان و سربلند می شود...اینک برای آخرین بار می گویم که بهترین ضربتی که به دشمنان میتوانید وارد کنید این است که:
با دوستان خود با مدارا و نیکی رفتار کنید


