اخبار کلاس(اطلاعیه مهم)
امیدوارم همچون گذشته! در این چند جلسه شرکت کنید.تاریخ و ساعت کلاس به زودی از همین پرتال ;)
#########################################
پوسیدگی (دکتر شریفی و دکتر شفیعی) شنبه 18/3
امیدوارم همچون گذشته! در این چند جلسه شرکت کنید.تاریخ و ساعت کلاس به زودی از همین پرتال ;)
#########################################
پوسیدگی (دکتر شریفی و دکتر شفیعی) شنبه 18/3
صندلی داغ مهیج با حضور....

سجاد امیری
از حالا تا جمعه شب مهلت دارین سرخش کنید.
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
به نام نامی الله...
با سلام به همه همکلاسیای عزیز,امیدوارم این بار هم صندلی داغ خوبی داشته باشیم و سعی می کنم با صداقت به سوالات پاسخ بدم.

مریم ایران نژاد
به مدت 4 روز مهلت دارین حسابی بسوزونیدش.
.....................................................................................................................
به نام خاتم کار بال پروانه ها
سلام به همه ی همکلاسیایه عزیز
روز دندون پزشک رو به همه بروبچه هایه دندون ۹۰ تبریک میگم
باتشکر از نفر چهارم که بنده رو به عنوان نفر پنجم انتخاب کردن!!!!!!!![]()
امیدوارم این بار هم با همکاریه شما صندلی داغه داغی داشته باشیم!!
صندلی داغ با حضور

مجتبی علی بیکی زاده
از حالا به مدت ۴ شب یعنی تا جمعه مهلت دارین حسابی بسوزونیدش.در ضمن از این به بعد هرکس روی صندلی بشینه نفر بعدی رو انتخاب می کنه.
-------------------------------------------------------------
با عرض سلام به دوستان و همکلاسیان عزیز
من چهارمين نفري هستم که از من درخواست شد تا روی صندلی بشینم.اين صندلي داغ واسه اينه که دور هم جمع بشيم و همديگر رو بهتر بشناسيم پس خواهشا اگر نادانسته چيزي گفتم کسي ناراحت نشه.دوست ندارم اتحاد کلاس از بين بره.اگر سوالي بپرسيد که قابل جواب دادن نباشه خيلي راحت جواب نميدم،پس لطفا خودتون نپرسيد.در ضمن اگر با اسم خودتون نظر بذاريد ممنون ميشم.
تصمیم گرفتم حال و هوای تازه ای به وبلاگ بدم اول از قالب شروع کردم میخواستم شاد باشه و تکراری نباشه هر چی گشتم بهتر از این پیدا نکردم اگه شما سراغ دارین لطفا ادرس بدین.
در مورد صندلی داغم اگه همه موافق باشن دوباره صندلی رو میذاریم.
از همه ی همکلاسی ها که در ترم اول جزو نویسنده های فعال وبلاگ بودن کمال تشکر را دارم امیدوارم در این ترم فعال تر به کار خودشون ادامه بدن.
نویسنده، کمیل دریجانی
اینو واسه سمپادیا نوشتم که شاید اینجوری کمرنگ شدیم ولی همیشه تو قلب هم میمونیم.
penser a toi reste mon silence le plus precieux le plus orageux silence
من کامنت های ناشناس رو تایید کردم با اینکه بد گفته بودند راجع به خودم ازین به بعد کامنت های ناشناس رو رو پست های خودم تایید نمی کنم.
|
و در ظلمت است نور |
با توجه به تعطیلات پیش رو یه سوال دارم .
شما الان که میرید شهرتون چه کارایی رو حتما انجام میدید؟؟؟
در شیراز هنوز مردم محلههای قدیمیتر بیشتر به لهجه شیرازی سخن میگویند تا بقیه مردم مثلاً لهجه کسبه و اهالی دروازه سعدی، لب آب، دروازه قصابخانه، دروازه شاه داعی الله .... تفاوت آشکار با لهجه اهالی و کسبه نقاط دیگر شهر دارد.
وبلاگ رو سرویس کردید با پست ها.انقدر ظرفیت نذارهههه:)))
به چیز دیگه از ادامه مطلب هم استفاده کنید و اینکه از عنوان استفاده کنید لطفا.
![]()
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم :
"حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"
باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!
اشكي ازشاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد،
يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم