اصطلاحات جالب دانشجویی

هم اکنون نیازمند همدریتان هستیم![]()
تعریف دانشجو:
موجودی است نحیف و لاغر که از تخم مرغ و گوجه تغذیه می کند!
معمولا افسرده است ! و دشمنی عجیبی با کتاب دارد!
مخصوصا شب امتحان!!!!!
نفر بعد....
امیدوارم که سال خوبی رو شروع کرده باشین و تا آخرش خوب باشه.این بار به عنوان نفر بعدی صندلی داغ از خانم...
جالب
تموم شد......
بالاخره صندلي داغ منم تموم شد سعي کردم به سوالا صادقانه جواب بدم اگه خدايي نکرده به کسي توهين شد عذر ميخوام واقعا منظوري نداشتم و همه ي شما رو مثل خواهر برادر خودم دوست دارم .به پيشنهاد خودتون نفر بعدي رو بعد از تعطيلات اعلام مي کنم.
ضمنا پيشاپيش عيد باستاني ما ايرانيان نوروز رو به همگي تبريک و تهنيت عرض مي کنم.
فرخنده باد بر همگان مقدم بهار / نوروز، جاودانه ترين جشن روزگار

طنز الله
طنزالله
آقا ی ِ خدا ، محرم مایید شما
اَلحق ُّ وَالاِنصاف ،خدایید شما
خوش بخت ترین عزیز عالم هستید
نه زاده شُدید و نه بزایید شما
یکتایی تان مشخص و شفاف است
چپ چشم بیان کند دو تایید شما !
آن روزها...
یاد باد آن لحظه های ناب ناب
لحظه های دفتر و تست و کتاب
یاد تقلید صدای آن دبیر
یاد مخفی گشتن از چشم مدیر
شیطان و مرد نمازگزار
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا بخواند. لباس پوشید و راهی مسجد شد.
در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. بلند شد، خودش را تمیز کرد و به خانه برگشت.
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
دوباره بلند شد؛ خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
پیر مرد و وصیت!
پیرمردی هفده شتر و سه پسر داشت. وصیت کرد نیمی از شترها به پسر اول، یک سوم به پسر دوم و یک نهم به پسر سوم برسد بدون اینکه شتری کشته شود!
راه حل را بنویسید.
.:: برای مشاهده ی راه حل به ادامه مطلب مراجعه کنید. ::.
جزوه دانشگاهی
ای كه بردی جزوه ام را اشتباهی، پس بده / جز فراموشی ندارم من گناهی، پس بده
روسیه گردم بدون جزوه من در امتحان / از برای من مخواهی روسیاهی، پس بده
روز و شب چشمم براه جزوه می باشد، بیا / گر تو هم داری چو من چشمی براهی، پس بده
صد كلاه بوقی به سر دارم ز فرط تنبلی / تا نرفته بر سرم دیگر كلاهی، پس بده
گیر ما دیگر نیاید جزوه، پس این جزوه را / مستقیماً گر نمیخواهی، براهی پس بده
جان تو مشروط می گردم، بجان مادرت / لازمش داری نگهدار، ار نخواهی پس بده
جزوه از من می بری؟ من مركز نشرم مگر / ای به قربانت شود جانم الهی، پس بده
گر توهم مانند من بی جزوه ای، باشد، بیا / مال تو این جزوه اما گاهگاهی ، پس بده
چند ماهی مال تو، اما دو روزی نزد من / من نمیگویم كه آنرا چند ماهی پس بده
از دعای هر شب و آه سحر اندیشه كن!! / تا نرفته بر فلك از سینه آهی، پس بده
من نمیدانم چرا این جزوه را كش رفته ای / لعنت و دشنام و نفرین گرنخواهی پس بده
دانشجوی بیچاره
پیشه ام مشروطی من کتابم را وقتی میخوانم که بگوید استاد:امتحان نزدیک است!
دیشب اما خواندم یه ورق از ان را*همه ی ذرات کتابم متعجب شدند
